حساب کاربری

یک نوجوان «کتابخوار» پاسخ می‌دهد؛

از چه کتاب‌هایی بهتر است شروع کنیم؟

تعداد بازدید : 595
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 1 آذر 1400 13:27
هر کتاب درسی به ما می‌دهد که حتما روزی به کار می‌آید.

به گزارش گروه شاهد نوجوان، کتاب خواندن در سن نوجوانی یعنی یکی از مهمترین دوره‌هایی که شخصیت و پایه آینده هر کس در آن شکل می‌گیرد و محکم می‌شود، تشویق می‌خواهد و تشویق و تشویق.


در دوره و زمانه‌ای که خیلی از نوجوان‌ها اوقات فراغتشان را بیشتر در فضای مجازی می‌گذرانند؛ مخصوصا بعد از کرونا، پای صحبت نوجوان کتابخوانی نشستیم که به جای اینکه سرش را در تبلت فرو ببرد، ترجیح می‌دهد کتاب دست بگیرد و دنیایی تازه را در هر کتاب تجربه کند یعنی یک «کتابخوار واقعی»


«پارسا حمیدپور» نوجوان 13ساله کتابخوانی است که به تازگی و در هفته کتاب و کتابخوانی (از 24 تا آخر آبان) یکی از برندگان باشگاه کتابخوانی «100تایی‌ها»* در منطقه 9 شهرداری تهران شده و توانسته رکورد کتابخوانان این باشگاه را هم بشکند.

 


آقای پارسا حمیدپور شما چرا به باشگاه 100 تایی‌ها پیوستید؟
من از طریق یکی از دوستانم با باشگاه کتابخوانی آشنا شدم و بخاطر علاقه زیادی که به مطالعه و کتاب خواندن دارم، در این مسابقه شرکت کردم.


 یعنی واقعا در سه ماه تابستان 100 عنوان کتاب خواندید؟
من طی دوره مسابقه در مجموع 158 عنوان کتاب خواندم.


چرا؟ مگر برای شرکت در این مسابقه خواندن 100عنوان کافی نبود؟
من از روی علاقه و کنجکاوی خودم کتاب‌های بیشتری خواندم.


بیشتر درچه حوزه‌ای کتاب خواندید؟
 بیشتر کتاب‌هایی که خواندم علمی و در مورد اکتشافات بود. من به کتاب‌هایی در مورد علوم، شناخت ساختار اجسام، طبیعت و ... علاقه زیادی دارم. همچنین کتاب‌های داستانی زیادی خواندم. خوشبختانه کتابخانه «شهید امیر کاشانی» که کتاب‌ها را از آنجا امانت می‌گرفتم، منبع خوبی برای کتاب‌های مورد علاقه من بود.


یکی از چیزهایی که در موردش کتاب خواندی و از آن درس گرفتی را به خاطر می‌آوری؟
بله، اتفاقا کتابی بود از مجموعه کتاب‌های حنان که داستانش را دوست دارم. داستان این بود که زنی در قوم بنی اسرائیل، نوزادی داشت. این زن جز تکه‌ای نان خشک، چیزی برای خوردن نداشت. وقتی فقیری از این زن پولی طلب کرد، زن تکه نان را به فقیر داد. مردم او را سرزنش کردند که حالا خودت چیزی برای خوردن نداری ولی زن چیزی نگفت.
روزی که زن سر زمین مشغول کار بود، گرگی فرزندش را به دندان گرفت و برد. زن گریه و زاری می‌کرد و از خدا کمک می‌خواست. یکدفعه دید چوپانی فرزندش را به بغل گرفته و صحیح و سالم به مادرش تحویل داد. به دل زن الهام شد که دلت را شاد کردیم، چون تو دل فقری را شاد کرده بودی.


چه درسی از این داستان گرفتی؟
یاد گرفتم همیشه حتی در شرایط سخت باید خیرخواه دیگران باشم و تا جایی که می‌توانم به مردم کمک کنم.


توصیه تو به هم سن و سال‌های خودت برای کتاب‌خوان شدن چیست؟
من به بچه‌ها توصیه می‌کنم اول از کتاب‌های طنز و سرگرمی شروع کنند. اول کتاب‌هایی را بخوانند که موضوعش برایشان جالب باشد، بعد کم کم به خواندن کتاب علاقه‌مند می‌شوند و کتاب‌خواندن برایشان به عادتی تبدیل می‌شود که نمی‌توانند ترکش کنند. بچه‌ها هیچوقت از خواندن کتاب ضرر نمی‌کنند. هر کتاب درسی به ما می‌دهد که حتما روزی به کار می‌آید.


*باشگاه کتابخوانی « ۱۰۰تایی‌ها» با هدف آشنایی کودکان و نوجوانان با اهمیت و ضرورت مطالعه و کتابخوانی و استتفاده مطلوب از اوقات فراغت کرونایی و همچنین افزایش مراجعه به کتابخانه‌ها با مشارکت گسترده مخاطبان برگزار شد. در این باشگاه تعداد ۵۶۶ کودک و ۱۴۶۰ نوجوان ثبت‌نام کردند و تعداد۹۲۲۴۶ کتاب توسط این کودکان و نوجوانان خوانش شد.

انتهای مطلب/

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها