رمانی بر پایه نمادها و کهن الگوهای ایران زمین؛
«کتاب» و «فیلم»:، آیینه انعکاس نمادها و کهن الگوهای تاریخ قطور ایران است. امروز ابزار هنر، به سنگر مستحکم مقابله با تهاجم نرم دشمن تبدیل شده است.
دشمن با برخورداری از امپراطوری رسانه، دنبال ترور فرهنگ ایرانی و اسلامی و قطع ریشه تمدن کهن ایران در اذهان یک ملت بزرگ تاریخ ساز با پشتوانه غنی دینی و ملی و به ویژه قشر نوجوان و جوان، این معماران ساخت آیندهای درخشان برای این سرزمین پر گوهر است.
«نگهبان سرو»، رمانی بر پایه نمادها و کهن الگوهای کشورمان نوشته شده است.
«محیط زیست»، امروز قربانی زیاده خواهی و منفعت طلبی انسانها بدون نگاه به آیندهای همراه با مرگ محیط زیست شده است،صنعتی شدن، تیشهای بر ریشه محیط زیست است.
«نگهبان سرو»، داستان پسر نوجوان یک محیط بان را در حمایت از محیط زیست در برابر قاچاقچیان چوب روایت میکند.
«نگهبان سرو»، با زبان ساده و روان روحیه مبارزه جویی، حق طلبی، ایستادگی، شجاعت و ایستادگی مقابل ظلم را به شکل یک منشور به مخاطبان نوجوان خود منعکس می کند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
مردمی که از قدیم میگفتند: «اگر کسی سرو را قطع کند، کمرش میشکند! اگر کسی با هیزمش خانه اش را گرم کند، خانهاش میسوزد!» یا میگفتند: «اگر سرو قطع بشود، بلا میآید. بلا همتر و خشک را با هم میسوزاند!»
آن وقت همین مردم، پدرم را تنها گذاشته بودند تا به این روز بیفتد! اگر بابا را میبردند و دیگر هیچ وقت نمیدیدمش؟ دوست داشتم دهانم باز بود تا با تمام وجودم فریاد بزنم و جنگل را از خواب زمستانی بیدار کنم! با چشمهای تارم به آسمان نگاه کردم تا شاید ماه را ببینم، اما از ماه هم خبری نبود تا اندک نوری به جنگل سیاه بدهد!
حسن رضائیان