حساب کاربری

روایت مادر شهید از فرزندش

تعداد بازدید : 376
تاریخ و ساعت انتشار : سه شنبه 3 اسفند 1400 08:57
سرویس اجتماعی: محمدحسن قاسمی 25 ساله، نخستین شهید مدافع حرم جامعه پزشکی؛ راه و رسم پرستاری را در مکتب حضرت زینب (س) آموخت و همچون ایشان به مداوای مدافعان حرم آل عبا پرداخت و سرانجام در سوریه به شهادت رسید.

به گزارش نشریه شاهد جوان و نوجوان بنیاد شهید و امور ایثارگران، صدیقه صدری مادر این شهید بزرگوار پسرش را اینطور روایت می‌کند: خیلی از کارهای محمدحسن را پس از شهادتش متوجه شدیم. یکی از کارهای جالبی که می‌کرد این بود که بچه های محله را جمع می‌کرد و با هم می‌رفتند کوهنوردی. کم کم از همین طریق راهشان را به مسجد و بسیج و هیئت باز می‌کرد. استثنا هم قائل نمی‌شد که فلانی بیاید یا نه! همه را می‌برد و با همه رفیق بود. بعد از شهادتش خیلی ها آمدند و گفتند:« اگر پسر شما نبود معلوم نبود بچه های ما به کجا کشیده شوند!» محمدحسن خیلی خوشرو و خوش اخلاق بود. همین ویژگی اش هم جوان های زیادی را جذب کرد. به قول معروف پایه همه کاری بود.

از بچگی کنارم ایستاد و نماز خواند
بچه که بود هر بار برای روضه و یا نماز به مسجد می‌رفتیم محمدحسن را هم با خودمان می‌بردیم بزرگتر که شد مکبر مسجد محله مان شد.برای همین همیشه به مسجد می‌رفت. چند سال پیش از اینکه به سن تکلیف برسد نمازش را کامل یاد گرفته بود. کنارم می‌ایستاد و می‌گفت مامان هر جا که نماز را اشتباه خواندم به من بگویید. از همان سال ها هم روزه هایش را کا

گاهی از راه می‌رسید و می‌گفت: مامان غذای امروز با من!

محمدحسن بسیار خوش اخلاق و پر محبت بود. هر کاری که داشتیم کمک مان می‌کرد. ایام عید که می‌شد تمام کارهای خانه تکانی را کمکم انجام می‌داد. یک لحظه هم آرام نمی‌نشست. شستن سرویس بهداشتی همیشه با او بود. همه کاری می‌کرد و هیچ کاری را عیب نمی‌دانست. گاهی از راه می‌رسید و می‌گفت: مامان امروز غذا با من! دستپختش هم عالی بود و همیشه غذاهایش خوشمزه می‌شد. ورزشکار بود. بدنسازی می‌رفت و کمربند مشکی کاراته داشت. کوه نوردی را دوست داشت. دوره عکاسی و فیلمبرداری دیده بود و واقعا عکس های جالبی می‌گرفت. دوتا قاب عکس بزرگ بر دیوار خانه مان داریم که کار محمدحسن است. 

خبرنگار: محدثه گودرزی

سردبیر: حسین عبداللهی

 

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها