قصه ی جوانی شهید مدافع حرم بابک نور هریس زیبا روی زمینی زیبا سیرت آسمانی
هم بسیجی بود، هم هیئتی، هم مسجدی، هم دانشجو، هم ورزشکار، هم اهل تفریح و هم جوان ، خوشدل و خوشحال، جوانی که جوانی اش را فدای آرمان هایی کرد که پیش از آن هزاران جوان دیگر جانشان را فدای آن کرده بودند. بابک چنین می گوید: خدایا همیشه خواستم به چیزهایی که از آنها آگاه هستم عمل کنم ولی در این دنیای فانی به قدری غرق گناه و آلودگی بودم که نمی دانم لیاقت قرب به خداوند را دارم یا نه؟ خدایا گناه های من را ببخش، اشتباهاتم را در رحمت و مغفرت خودت ببخش و تا وقتی که مرا نبخشیدی از این دنیا مبر. تا وقتی که راهم راه حق هست مرا بمیران. خدایا کمکم کن تا در راه تو قدم بردارم و در راه تو جان بدهم.