به مناسبت ولادت حضرت زینب (س)
یک کوه پابرجا
یک غنچهی تازه
آن شب شکوفا شد
از عطر او سرشار
دامان زهرا شد
در چشم پیغمبر
باران نمنم بود
در گریهاش انگار
یک راز مبهم بود
میگفت: 《چیزی هست
در چشم این دختر
انگار میبینم
یک باغ گل پرپر
یک خواهر غمگین
یک عمهی تنها
یک زن شبیه کوه
یک کوه پا برجا》
در دست او اما
لبخند زد دختر
از خندهاش گل کرد
لبخند پیغمبر
اکرم السادات هاشمی پور