حساب کاربری

خاطرات تفحص شهدا؛ از روایت شهیدی که نخ و سوزن داشت تا آبی که در قمقه شهید تازه بود

تعداد بازدید : 263
تاریخ و ساعت انتشار : چهار شنبه 8 دی 1400 09:40
کار تفحص شهدا با مسولیت سردار باقرزاده که از سال ۶۷ آغاز شد و بعد از آزادی اسرا شدت گرفت، از سال ۶۷ با عقب‌نشینی دشمن بعثی مناطق زیادی آزاد شد و اقلیم کردستان عراق نیز آزاد شد که در این صورت تعداد قابل توجهی از شهدا به عقب منتقل شد.

به گزارش شاهد جوان، سردار بهرام دوست پرست نماینده کمیته جستجوی مفقودین در استان همدان دراین باره  می‌گوید:حوزه عملیاتی تفحص شهدا از فاو در آبادان منطقه عملیاتی والفجر ۸ تا اشنویه که منطقه عملیاتی قادر، آخرین نقطه مرزی ایران و ترکیه و عراق است، ادامه دارد و تفحص مفقودین سال‌هاست در حال انجام است.

وی ادامه می دهد: سه تیم عملیات در حال حاضر در منطقه مشغول هستند. یک گروه در منطقه جنوب شامل استان خوزستان چه مرزی و چه برون مرزی داخل حوزه استحفاظی جزیره مجنون، منطقه کوهدشت، فاو، شلمچه و مناطق عملیاتی کربلای ۴ است که کارشان ادامه دارد و دولت عراق هم همکاری کرده که با نظارت آنها کار ادامه یابد. بهترین زمان برای تفحص تابستان است زیرا علف‌ها خشک شده و زمین هم خشک است، بچه‌های تفحص هم ییلاق و قشلاق می‌کنند مثلا زمستان‌ها تفحص در شمال غرب تعطیل است ولی در خاک عراق مشکلی نداریم زیرا آنجا برف نیست.

سردار دوست پرست می گوید: بچه‌ها خاکریزها و کانال‌های دوران جنگ تحمیلی را می‌شکافند زیرا بعثی‌ها در آن زمان با لودر خاک روی پیکر شهدا می‌ریختند و شهدای ما زیر خروارها خاک مدفون می‌شدند که نیاز است باز با لودر آنها را پیدا کنیم.تا سال ۱۳۷۳ با این نقشه‌ها به ویژه در سلیمانیه کار کردیم و به این شکل موفق شدیم تعداد قابل توجهی از شهدا را پیدا کنیم، در این میان کمک مردم بومی هم خیلی کمک کرد مثلا چوپان‌ها و کشاورزان مرزی و برون مرزی خیلی کمک کردند و اطلاعات خوب و قوی در اختیار ما گذاشتند و پیکر مطهر شهدای زیادی را کشف کردند.شهدای گمنامی که اخیرا پیدا می‌شوند با آزمایش‌های دی ان ای شناسایی شده اند. که باید بگویم ما آزمایشگاه‌های بسیار مجهز و قوی داریم که در کشورهای اسلامی یکی از لابراتورهای موفق بوده و از طریق نمونه خون پدر، مادر، خواهر و برادر شهید و تکه استخوانی از شهید انجام می‌شود.اگر خانواده شهید در قید حیات نباشند، تا آخر گمنام خواهد ماند اما خداروشکر این موضوع کم بوده زیرا خوشبختانه در زمان مناسب و طی سال‌های گذشته از همه خانواده‌های مفقودین نمونه خون گرفته شده است. در حال حاضر در تمام استان‌ها نمونه‌گیری انجام شده است. این نمونه‌ها در اختیار لابراتور تهران قرار می‌گیرد و به مرور شهدا شناسایی می‌شوند. در آزمایش‌ها مذکر و مونث بودن و سن شهدا تشخیص داده می‌شود پیکر پاک شهدا بعد از تفحص به معراج الشهدای تهران انتقال می‌یابد.

سردار  دوست پرست با ذکر خاطره ای می افزاید: «یک روز غروب با فرمانده گروهانی از ایلام منطقه عملیاتی مهران می‌رفتیم که جلسه‌ای داشته باشیم، همانطور که دور و برم را نگاه می‌کردم، سمت راستم جای کنده‌کاری آشیانه تانک دشمن بود اما یهو در آن پستی و بلندی منطقه صافی بود که من احساس کردم دستی را دیدم پس سریع به راننده گفتم «علی‌آقا! دور بزن». وقتی دور زدیم گفتم بیل را بیاور و این تکه برجسته از خاک را بکن. علی آن قسمت را کَند و خوشبختانه شهیدی بیرون آمد که شهید تویسرکان بود و در عملیات تک چلچراغ منافقین مفقود شده بود بنابراین پیکر شهید را با خود آوردیم که تحویل خانواده ایشان شد.

از عنایات که می‌گویم یکی پس از دیگری خاطراتی به ذهنم خطور می‌کند، روزی روی یک کُنده درخت که آتش گرفته بود، نشسته بودم؛ آقای راستی یکی از همکارانم کنارم بود، گفتم احساس می‌کنم زیر این کُنده درخت چیزی هست.گفت نه بابا چیزی نیست؛ گفتم بیا بِکنیم، بعد از کند و کاو، شهیدی از شهدای تهران لشکر ۲۷ که حدود ۶۰ سال سن داشت و دندان‌هایش هم مصنوعی بود و موهایش به استخوان سرش چسبیده بود را پیدا کردیم.شهید باسلیقه‌ای بود در جیب‌اش نخ و سوزن هم داشت که نشان می‌داد آدم باسلیقه‌ای بوده است.لحظاتی که هیچگاه یادمان نمی‌رود، روزی تکه‌ای از پوتین شهید را می‌دیدیم و آن  را بیرون می‌کشیدیم، روزی هم شهیدی را می‌یافتیم که قمقمه آبش پر بود و من نیز خودم جرعه‌ای از آن آب نوشیدم.

وی ادامه می دهد: یکی از قصه‌های تفحص شهدا که برایم جالب است را باید بگویم اینکه شهیدی داشتیم که بعد از تفحص متوجه شدیم در فصل سرما درگیر عملیات بوده زیرا دستکش در دست داشت، پس از بیرون آوردن دستکش را که تکاندیم، بندهای انگشت مثل دانه‌های تسبیح از داخل دستکش بیرون ریخت ولی یکی از انگشتان داخل دستکش گیر کرد. داخل دستکش را که نگاه کردیم دیدیم انگشتر شهید است که روی آن کلمه "جانم حسین" حکاکی شده و همراه با انگشتش که سالم بود بیرون آمد‌. جالب‌تر اینکه انگشتی که انگشتر داشت، سالم مانده بود و روی انگشتش مو هم بود و فقط پوست انگشت تیره شده بود ولی نپوسیده بود همه آنچه پیدا می‌شود در صورت شناسایی شهید، تحویل خانواده‌ها می‌شود، بدون کم و کاست..

سردار  دوست پرست  در پایان اضافه می کند: طی جلسه‌ای که با صلیب سرخ جهانی داشتیم و سه خانم از کشورهای مراکش، مصر و هند حضور داشتند، صحبتی که کردیم اشاره‌ای به یک خانم به نام «سلطان» کردند، این خانم حدود ۴۰ سال سن داشت که وقتی من در عراق کار می‌کردم مدام ما را رصد می‌کرد. کنجکاو شدم، بنابراین دلیل این کار را از او پرسیدیم او که اهل کرکوک بود گفت ما پنج زن هستیم که می‌خواهیم با شما کار کنیم. خیلی اصرار کردند، بالاخره با شرط و شروطی قبول کردیم؛ این خانم به همراه چهار همراهش۸۰ تا ۹۰ شهید پیدا کردند که در آخر هم خانم سلطان روی مین رفت و شهید شد.

 

گردآوری: سیده فریده حسینی‌فرزام

انتهای مطلب/

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها