حساب کاربری

یادی از سردار محمود شهبازی دستجردی؛

حتی شهادتش هم رنگ و بوی جوانمردی می‌داد

تعداد بازدید : 292
تاریخ و ساعت انتشار : چهار شنبه 27 بهمن 1400 10:45
سرویس ایثار و شهادت: برای همه کسانی که از کودکی تا بزرگ سالی او را می‌شناختند، محمود، رفیق نیمه‌راه نبود. وقتی دستِ یاعلی می‌داد، راه می‌افتاد و تا تهِ قصه همراه‌ت می‌شد. این خصلت را همیشه داشت و تقویت‌ هم می‌کرد. حتی شهادتش هم رنگ و بوی جوانمردی داشت. خیلی از بچه‌های جبهه و جنگ می‌دانند، وقتی محمود می‌خواست یک جوان بسیجی را از زیر تیر و آتش نجات بدهد، با ترکش خمپاره به شهادت رسید.

به گزارش پایگاه خبری شاهد جوان بنیاد شهید و امور ایثارگران، حالا چرا قبل از پرداختن به تکه تکه سال‌های زندگی سردار محمود شهبازی دستجردی حرف زدم؟ چون معتقدم مهم نیست آدم‌های بزرگ کجا به دنیا آمده‌اند و کجا بال و پر گرفتند. مهم این است که بهشتی که وعده‌ی آن را در قرآن به ما داده‌اند، جای امثال محمود شهبازی است. جایی که گاهی با هزار سال خواندن نماز به دست نمی آید. سردار محمود شهبازی «شهید» است. شهید یعنی حاصل همه چیزهایی که خدا خواسته و بنده انجام‌اش داده. آن هم نه فقط انجام دادن! که به درستی انجام داده .طوری که ستونِ همه نمرات کارنامه‌ش ، به ردیف بیست شده.

اما گویا بعضی وقت‌ها لازم است یک گزارشی هم از وضعیت آدم‌های که متفاوت هستند داده بشود. بد و خوبش را به حساب من نگذارید. بالاخره که قرار نیست همه مثل هم فکر کنند. بعضی جزئیات را هم مثل کلیات دوست دارند. برای آن‌هایی که می‌خواهند بدانند سردار محمود شهبازی که بود و چکاره بود به چند تیتر کوتاه اشاره می کنم. ولی شما به این تیترها بسنده نکنید. اگر عاشقِ آدم‌های خدایی و سرنوشت‌شان هستید، بگردید، زندگی نامه کامل‌شان را پیدا کنید و بخوانید. خواندن زندگی شهدا بزرگ‌ترین حسن‌اش این است که می‌فهمیم در سال‌های دفاع مقدس، فرشته‌ها به زمین آمده بودند و خیلی از ما در کنارشان بودیم، از کنارشان رد شدیم، با آن ها حرف زده بودیم، خندیده بودیم و...... اما خوبِ خوب نگاه‌شان نکرده بودیم. از آن جنس خوب نگاه کردن‌ها که مثل حسرت تا آخر عمر به دل می‌ماند. بگذریم!

محمود شهبازی دستجردی  در سال 1337 در اصفهان به دنیا آمد. پدرش کشاورز مومن و زحمت‌کشی بود که حلال و حرام را خوب می‌شناخت و به آن معتقد بود. محمود هم سر این سفره بزرگ شده. مادرش، مومنه‌ای بود که با قرآن آشنایی کامل داشت. محمود تحت پرورش این مادر قرآن را یاد گرفت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر خودش به پایان رساند. سال 1356 وقتی دیپلم‌اش را گرفت در کنکور شرکت کرد و با رتبه ی خوب در رشته  مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت قبول شد.

آن چه که رفقای هم کلاس و هم دوره‌ای‌هایش می‌گویند، از سال‌های دبیرستان ساز مخالفت با رژیم را می‌زده است. بنابراین دانشگاه فرصت بهتری برایش فراهم آورده بود تا علنا به رژیم فاسد پهلوی بتازد و رسوای‌شان کند. در همان روزها هم بود که با کتاب‌های بزرگانی چون استاد مطهری و علامه طباطبایی و دیگرانی چون این بزرگواران آشنا شد. در دانشگاه با انجمن اسلامي دانشجويان، همكاري نزديك و مستمر انجام می‌داد و در كليه فعاليت‌هاي گروهی دانشجويان از جمله ورزش‌هاي دسته جمعی، پخش و نصب اعلاميه‌ها و شركت در اعتصاب‌ها، حضوري پرتلاش و گسترده داشت.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دراسفند ماه سال 1357 عضو رسمی سپاه پاسداران شد و از جمله افرادی بود که در تسخیر سفارت جاسوسی آمریکا نقش پررنگی داشت. در سال 1359 به عنوان فرمانده سپاه پاسداران همدان منصوب شد تا دوران جدیدی را در سرنوشت خود و انقلاب به یادگار بگذارد. مدتی بعد از شروع جنگ تحمیلی به عنوان قائم مقام لشکر بیست و هفت محمد رسوال الله انتخاب شد، که حاصل خدمات او به رزمندگان و جبهه‌های جنگ در این کلام مختصر نمی‌گنجد. اما خاک جبهه‌های جنوب و غرب کشور نیز از او خاطرات زیادی دارند، چه رسد به یاران‌اش! این سوی دنیا، یا آن سوی دیار باقی. نام او و یاد او چنان به معنای شهید و راه و رسم شهید گرده خورده است که گسست ناپذیر است. سردار شهید حاج محمود شهبازی دستجردی عاقبت در روز دوم خرداد ماه 1361، در حالی که  فریاد الله اکبر رزمندگان  برای  فتح خرمشهر به  آسمان بلند شده بود در عملیات  بیت المقدس، در اثر ترکش خمپاره، به مکانِ جنت ساکن شد تا در کنار یاران شهیدش باشد. روحش شاد که بلندای آن سایه امنیت و آسایش این مُلک است.

نویسنده: اصغر فکور

انتهای مطلب/

                                                                                                                                                   

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها