حساب کاربری

گفتگوی خواهر شهید با نشریه الکترونیکی شاهد جوان و نوجوان؛

دعا برای شهادت؛ آرزوی برادرم بود که رسید

تعداد بازدید : 520
تاریخ و ساعت انتشار : شنبه 7 خرداد 1401 14:01
سرویس فرهنگی: فعال فرهنگی و مبلغ جامعة الزهرا (س) درباره برادر شهیدش محمدعلی سلمانی زاده  گفت: برادرم 18هجده ساله بود که درسال 1359 عازم خدمت مقدس سربازی شد.

طاهره سلمانی زاده در گفتگو با نشریه الکترونیکی شاهد جوان و نوجوان، افزود: با توجه به این که محل آموزشی برادرم؛ نیروی زمینی ارتش در تربت حیدریه بود؛ 31 شهریور 59 با آغاز جنگ چون علاقه زیادی داشت تا در دفاع مقدس شرکت کند، مرخصی گرفت و به خانه آمدند و گفتند؛ می خواهم به جبهه بروم؛ در جواب اینکه مادرم پرسید برای چی می خواهی به جبهه بروی؟ گفت: برای دفاع از خاک مملکتم به جبهه بروم.

او اظهارداشت: همیشه از مادرم می خواست برای شهادتش دعا کند و می گفت پسرخاله‌ام مجروح جنگی است و تمام بدنش خمپاره خورده است و پسرخاله دیگرم اسیر جنگی است؛ از خدا بخواه که من شهید شوم.

خواهرشهید اظهارداشت: برادرم بعد از3 ماه آموزشی در هوا برد شیراز و بعد به سوسنگرد اهواز اعزام شد، بعد از گذشت 2ماه از مافوقش درخواست مرخصی کرد، انگار شهادتش به دلش برات شده بود؛ همین بهانه‌ای برای گرفتن مرخصی شد تا بیاید به خانواده و همه اقوام سر بزند تا اینکه مرخصیش به پایان رسید؛ با همه خداحافظی کرد، 27 اسفند 1359 به جبهه برگشت در نهایت 7 فروردین 1360 خبر شهادتش را به ما دادند.

خواهر شهید این چنین دعا می‌کند: خدایا به احترام شهدا به احترام شهر شهیدان بهشت زهرا(س) مملکت و جوانان را عاقبت بخیر بفرما

بعد از خبر شهادت برادرتان چه حس و حالی داشتید؟

من آن زمان ساکن کرج بودم و یک نوزاد 3 ماهه داشتم و هوا سرد بود به من اطلاع ندادند همسرم خبر شهادتش را می دانست و مرا به بهانه سر زدن به خانواده راهی قم کرد و من تعجب کردم چون همسرم آتشنشان بود و به سختی به ایشان مرخصی می دادند؛ وقتی به خیابان چهارمردان قم رسیدم چند هجله دیدم و به همسرم گفتم نکند برادرم شهید شده است ؟

خواهر شهید سلمانی زاده ادامه داد: برادرم متولد 1340 بود و هنوز وارد 20 سالگی نشده بود؛ 7 فروردین خیابان‌ها را برای تشیع جنازه برادرم بسته بودند؛ مادرم می گفت پسرم را در راه امام حسین (ع) دادم و غصه نمی خورم، اکنون پیکر برادرم در شیخان قم دفن است.

وقتی به خانه رسیدم دیدم خانه مثل روز عاشورا شده و خیلی شلوغ است....

همان موقع خدا را شکر کردم که برادرم در راه امام حسین(ع) شهید است.

وقتی آخرین بار که برای مرخصی آمده بود با هم به شیخان قم رفتیم و از من خواست عکسش را در تابلو عکس بالای مزارش بگذاریم.

طاهر سلمانی زاده که برای گرفتن کتاب به کتابخانه بنیاد شهید و امور ایثار گران آمده بود، متوجه شدیم خواهر شهید محمد سلمانی زاده است از ایشان درخواست بازدید و مصاحبه درباره برادرش شد که با کمال میل قبول کرد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

اینستاگرام 

https://instagram.com/shahedjournall?igshid=YmMyMTA2M2Y=

آپارات 

https://www.aparat.com/Shahedjournall

واتساپ

https://chat.whatsapp.com/KuYn31NWBC5ArRwCovW1Tw

تلگرام

https://t.me/shahedjournall

خبرنگار: محدثه گودرزی

سردبیر: حسین عبداللهــی

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها