حساب کاربری

شاهد جوان و نوجوان؛

از مراغه تا کربلا راه دوری نیست

تعداد بازدید : 258
تاریخ و ساعت انتشار : شنبه 18 تیر 1401 12:48
شباهت‌هایی به «ربابه» دارد و اگرچه علاوه بر همسر جانبازش، سه فرزند شهیدش از جمله اصغر را هم به پای معرفتش قربانی کرده، باز هم از راه و رسم ایثار و شهادت می‌گوید تا جایی که چشم و دل سنگی می‌خواهد که زیر فشار خاطره‌هایش نبارد. 

به گزارش نشریه الکترونیکی شاهد جوان و نوجوان، ربابه شریف نجدبلاغی همسر «شهید بهمن کرمی» است که زیر فشارهای دنیوی خم به ابرو نمی‌آورد و به مانند «ربابه» پس از شهادت جگرگوشه‌اش استوار سخن می‌گوید؛ هرچند که نیک می‌داند همسر و فرزندانش داوطلبانه و در لباس بسیجی به جبهه حق علیه باطل رفته‌اند و در این دوره پیری در کنارش نیستند.

اینگونه بیان می‌کند که تقدیم شهید به اسلام و انقلاب نصیب هرکسی نمی‌شود و شهادت‌ همسر و سه پسرش و جانباز شدن یکی دیگر از ۶ فرزندش آزمون الهی است که به واسطه معرفت دینی باید بتواند از آن سربلند بیرون بیاید.

از مراغه تا کربلا راه دوری نیست

آری شباهت‌های قابل تاملی به «رباب» مادر باب‌الحوائج دارد که آنها را نمی‌توان تنها در نام مشترکشان خلاصه کرد؛ مشابهت‌هایی که «معرفت»، اصلی‌ترین فصل اشتراکشان است و نشان می‌دهد که از مراغه تا کربلا هم راه دور و درازی نیست.

اگر یاران با وفای امام حسین (ع) با خواست و اراده خود در کربلا حضور یافته بودند، چهار شهید ربابه و فرزند جانبازش «اکبر کرمی» نیز با الهام گرفتن از عاشورائیان و در قامت بسیجی به جبهه‌ اعزام شده‌اند.  

علاوه بر فرزند شهیدش «اصغر»، نه تنها دو فرزند دیگرش با نام‌های «رسول» و «سیروس» بلکه همسرش مرحوم حاج بهمن کرمی را هم در جمع شهیدانش می‌بیند و به هیچ وجه گمان نمی‌کند که کشته شده باشند زیرا به «عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ» اعتقادی راسخ  دارد.

خودش که می‌گوید با قدرت ایمان و توسل به ۱۴ معصوم، جای خالی داشته‌هایش را حس نکرده و از سخنانش هم پیداست که هرآنچه بر زبان جاری می‌کند از روی شناخت است و محبت‌اش به اهل بیت از معرفتش نسبت به این مکتب نشات می‌گیرد. 

این مادر سه شهید اینگونه ادامه می‌دهد که «هرچقدر فشار دنیا روی شانه‌هایم سنگین‌تر شد، خودم را بیشتر در دنیایی از معنویت غرق کردم و قرآن و مسجد قدرتی به من عطا کرد که بتوانم شرایط را تحمل کنم». 

زنانی که از وی شناخت دارند، می‌گویند که جلسه آموزش قرآن را در مسجد امام باقر (ع) مراغه با چند نفر آغاز کرد و تعداد زنان حاضر در این آموزش‌ها رفته‌رفته بیشتر شد تا جایی که ظرفیت آن مسجد کوچک جوابگو نبود. 

این مادر شهید روزی برای بازسازی مسجد و ساخت مسجد بزرگ‌تر نذر کرد و خودش هم برای ساخت آن کمر همت بست تا جایی که سهیه آهن‌ در اوایل انقلاب را به مسجد اهدا، و انشعاب گاز مسجد را قبل از خانه شخصی خود خریداری کرد. 

مادر شهیدان کرمی: همه فرزندانم فدای اسلام و انقلاب

مادر شهیدان کرمی در حالی که «اکبر» یکی دیگر از پسرانش را در کنارش دارد، بیان می‌کند: اصغر که شهید شد، احمد را بغل داشتم و خم به ابرو نیاوردم؛ همه فرزندانم فدای اسلام و انقلاب.

وی به گفته خودش شهادت فرزندانش را پیش از وقوع و در میان خواب و بیداری حس می‌کرد و به این مرحله از معرفت رسیده است که «تقدیم شهید به هر کسی نصیب نمی‌شود».

«حاج بهمن خدمتکار مدرسه بود و مرا با ۶ فرزند تنها گذاشت و به جبهه رفت؛ مجبور شدیم تا محل زندگی خودمان را هم عوض کنیم؛ به خانه‎ نیمه‌کاره خودمان در خیابان معلم شمالی که در ابتدا آب هم نداشت، نقل مکان کردیم و فرزندانم یکی پس از دیگری با سن کم به جبهه رفتند».

این مادر شهید که خاطره‌هایش حس و حال ایثار و شهادت دارد، اینگونه ادامه می‌دهد که سیروس تنها ۱۶ سال داشت که به جبهه رفت؛ اصغر طلبه بود و تنها یک هفته مانده به قطعنامه ۵۹۸ به شهادت رسید. 

بلافاصله پس از تشییع اولین شهیدمان به جبهه برگشتیم

حاج اکبر، فرزند جانباز و در قید حیات این مادر نیز بیان می‌کند: پیکر «سیروس» را پدرم و برادرم (رسول) با قطار به مراغه آوردند و به بنده هم مرخصی دادند تا در مراسم تشییع شرکت کنیم اما بلافاصله پس از آن به جبهه برگشتیم. 

وی ادامه می‌دهد: ما دل در گرو اسلام و انقلاب داریم و همه‌چیز را مدیون شناخت و معرفت دینی مادر و پدر شهیدمان هستیم.

هر سه فرزند این مادر با اصابت ترکش شهید شدند

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران مراغه نیز در مورد نحوه و تاریخ شهادت سه فرزند این مادر بیان می‌کند: سیروس و رسول کرمی هر دو در یک سال و طی سال ۱۳۶۵ به شهادت رسیدند.

سلمان اسلامی اظهار داشت: سیروس کرمی که در سال ۱۳۴۲ در مراغه متولد شده بود، در دوره اول راهنمایی به عنوان بسیجی به جبهه اعزام شد و در پنجم فروردین ۱۳۶۵ در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. 

وی اضافه کرد: رسول کرمی متولد ۲۰ آذر ۱۳۴۵ در مراغه نیز تا پایان دوره راهنمایی درس خوانده و در حالی که طلبه بود با لباس بسیج در جبهه حاضر شد؛ وی در ۱۴ بهمن ۱۳۶۵ در شلمچه و بر اثر اصابت ترکش به سر شهید، و پیکر او در گشن‌زهرای این شهرستان به خاک سپرده شد. 

وی ادامه داد: اصغر کرمی متولد پنجم دیماه ۱۳۵۰ در مراغه نیز وقتی دانش‌آموز سوم راهنمایی بود، در قالب بسیجی به جبهه اعزام شد و در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷ در ماووت عراق و بر اثر اصابت ترکش شهید شد.  

 یک جمله طلایی مادر شهیدان کرمی هنوز هم در برخی از محافل مراغه بیان می‌شود که نقش زنان در پشتیبانی از جنگ تحمیلی را به خوبی نشان می‌دهد؛ وی طی همان دوران جنگ تحمیلی و در پشت تریبون در میدان مصلی گفته بود که «اگر آقایان خسته هستند و مراجع اجازه می‌دهند، زنان آماده‌اند تا به جبهه بروند و رودررو بجنگند».‌

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها