اربعین آمد و اشکم زبصر می آید
گوئیا زینب محزون ز سفر می آید
اربعین آمد و اشکم زبصر می آید
گویا راه طلب بسته و فریاد ز دل می آید
اربعین آمد و باز قصه عشاق شدست
گویا جاده ما بسته و از جاده دل خون آید
من نگویم که کنون راه طلب بسته شدست
دل چو خون شد نگهی کن که نفس ها به شمار می آید
اربعین !!قلب مرا کشته خود فاش ببین!!
جاده بستست و دلم خامش و اشکم زبصر می آید.
اربعین چله عشاق حسین ابن علیست....
مرزها بسته شده ،بهر طلب ،تذکره ها می آید..
مرز راهی به دل عاشق شیدا نبرد
دل نگه دار که اکنون سفری می آید...
روزها از پی هم خامش شب در پی من...
هر زمان یاد کنم مشک و علم در پی هم می آید..
از نجف تابه حسین فاصله تنها دل ماست....
فاش گویم که اگر دل سپری کرببلا می آید...
اربعین جاده دل راه تو را هر دم رفت
بسته مرز و بسته جاده لیک این بار حرم می آید
شیعه با یاد حسین لحظه شود کرببلاست...
دل غنیمت بشمار تا که صدای کاروان می آید
گفته بودند که زیارت بکنی شاه نجف قبل ورود
خوب گوش دل خود باز کنی می شنوی می آید
اربعین آمد و اشکم ز بصر می آید...
گوئیا روضه امسال علمدار حسین می آید
راه بستست و دل طائر ما پر زده است
بی گذرنامه و بی برگه و بی مرز حرم می آید
قلب خود صاف نگه دار که قلب مومن
تا مصفا بشود راه ببیند و حرم می آید...