حساب کاربری

رازداری؛

نخودها را در دهانت بخیسان

تعداد بازدید : 825
تاریخ و ساعت انتشار : یک شنبه 30 آبان 1400 09:31
شاید برای شما هم پیش آمده است که ناخواسته به افشای راز خود یا دیگران پرداخته و بعد از آن خود را فردی ضعیف النفس خطاب کرده‌اید. در حقیقت به دلیل تمایل ذاتی که انسان برای بیان هیجانات و صحبت یا درد دل کردن با دیگران دارد، رازداری سخت است اما سخت تر از رازداری جلب اعتماد دیگران بعد از افشای راز آنهاست.

رازداری

به گزارش گروه شاهد جوان،  افشا کردن راز دیگران  و ریختن  آبروی آنها و همچنین بدنام شدن خودمان در نهایت پیامدی به جز عذاب وجدان ندارد.

 جالب است بدانید که راز داری نه تنها از جایگاه اسلام صفتی پسندیده است به اعتماد و بهبود روابطمان کمک می کند. از نظر روانشناسی نیز رازداری نقش عمده‌ای در شخصیت فرد دارد. رازداری را میتوان یک منبع کنترل و قدرت در نظر گرفت، بگونه‌ای که فرد رازدار احساس کنترل داشتن بر محیط و دیگران را القا می‌کند و دقیقا به همین خاطر است که نقطه مقابل آن یعنی افشای  راز خود یا دیگران به ضعیف شدن اعتماد به نفس و احساس ناتوانی و  سستی منجر می‌شود.

 

 راز داری در رشد هویت شخصی نیز تاثیر گذار است همچنین با حفظ حریم خصوصی، احساس امنیت و آرامش و سلامت روان در ارتباط است.

 رازداری، فضیلتی اخلاقی است که در توفیق یافتن به انجام کارهاو سعادت و نیکبختی انسان ها نقش بسزایی دارد .در مقابل، افشای اسرار سبب دوری از موفقیت  و حتی سقوط و شکست شخص در راه تصمیم‌های او می شود.

چنانکه امام صادق علیه السلام فرمودند: برملا کردن راز، مایه سقوط است.

 خداوند متعال از همه اسرار مطلع است و از تمام اتفاقات، آگاه. اما با این وجود، هیچکس از اسرار غیب آگاه نیست.  خدا  متعال خود، رازهای بندگانش را می پوشاند به همین دلیل بر رازداری تکیه دارد.

رازداری همان حفظ اسرار و پنهان  داشتن مسائل خصوصی ست که مردم نباید از آن  اطلاع حاصل نمایند. موارد بسیاری است که یک مسلمان باید در آن رازداری خود را حفظ کرده و موضوع را با هیچکس بازگو ننماید. حفاظت یک شخص از اسرار دیگران نشانه امانتداری اوست اما در صورتی که شخص  رازداری نبوده و اسرار دیگران را فاش میکند مورد تنفر مردم بوده کسی به او اعتماد نمی‌کند. بزرگان در مورد رازداری و فاش نساختن راز گفته اند:  کسی که رازش را فاش سازد کارهایش  تباه گردد و آن که رازش را حفظ کند، کارهایش سامان پذیرد و نیز گفته اند:  ضعیف ترین انسان کسی است که از مخفی نگاه داشتن راز خودش ناتوان است.

راز ها بر دو گونه هستند: رازهای خود و رازهای دیگران

 فراموش نکنید که فاش کردن راز های خوب خودتان، موجب به وجود آمدن حسادت و توقع بیجای دیگران و راز های ناخوشایند خود سبب سرزنش دشمنان، ناراحتی دوستان و سرشکستگی شخص در برابر دیگران می‌گردد، همچنین که فاش کردن راز دیگران نیز در بیشتر مواقع موجب دامن زدن به کینه و دشمنی است.

 همیشه قبل از زدن هر حرفی از خودتان بپرسید، این حرفی که میزنم راست است؟ دروغ است؟ اجازه دارم آن را بیان کنم؟ شکل گفتنم درست است؟ با زدن این حرف احتمال به وجود آمدن چه پیش آمد هایی است؟

 آگاه باشید که یک لحظه بی ملاحظگی به ظاهر ساده ما در نگهداری و پرده پوشی یک راز، تا چه اندازه می تواند خطرناک باشد احتمالاً مثل بمبی است که به کمر ما متصل و ما پیوسته باید مراقب ضامن آن باشیم.

 راز، یکی از انواع حق الناس محسوب میشود پس همانطور که از فاش شدن اسرار زندگی خصوصی  خودمان می‌ترسیم از گفتن راز مردم بترسیم و خیالمان جمع باشد که کاملاً ترس به جایی داریم. این خطر را جدی بگیریم و با ضامن این بمب اصلاً بازی نکنیم.

 اما چگونه یک راز را حفظ کنیم؟

 برای اینکه بتوانیم مواظب زبان خود باشیم باید در آغاز کمتر حرف بزنیم. کسی که پرحرفی می کند دقت در حرف هایش را از دست می دهد. به همین دلیل است که افراد پر حرف برای رازداری چندان قابل اعتماد و اطمینان نیستند. اگر دوست دارید که شخصی رازدار باشید کمتر حرف بزنید تا چیزی که نباید را به زبان نیاورید.

 گاهی اوقات بهتر است سر خود را با کارهای دیگر گرم کنید سعی کنید خیلی به آن راز  فکر نکنید، اگر شما به طور مداوم به آن راز فکر می کنید، اینکه بتوانید جلوی خود را بگیرید تا راز را با شخص دیگری در میان نگذارید سخت تر خواهد شد.

اگر احساس می کنید طاقت  حفظ رازی را ندارید می‌توانید آن را با جزئیاتش روی کاغذ بنویسید و سپس آن را بسوزانید یا آن کاغذ را در نهایت ریز و خرد کنید تا هیچ مدرکی به جا نماند. راز تان را در آینه بگویید وانمود کنید که خواهر یا برادر دوقلویی دارید و راز تان را با او درمیان می گذارید.

 

 اگر رازی  باعث آسیب دیدن فرد یا افرادی می شود  می توانید آن را افشا کنید. تصور کنید دوستتان رازش را با شما درمیان گذاشته است و شما با شنیدن راز متوجه شده اید که او به کمک نیاز دارد. شاید لازم باشد برای کمک به این دوست رازش را فاش کنید. در این زمان رازداری تبدیل به سخت ترین کار دنیا می شود و این شما هستید که تصمیم می گیرید رازداری و پرده پوشی کنید یا با افشای راز به دوستتان کمک کنید.

 چگونه در این زمان  بین گفتن و نگفتن راه درست را انتخاب می کنید؟

 سعی کنید در قدم اول اجازه فرد را کسب کنید، با او صحبت کنید که چرا باید رازش را برملا کند و از فردی درست کمک بگیرد

 اعضای خانواده همیشه حس میکنند که حقی برای دانستن راز های شخصی دارند، مخصوصاً اگر مربوط به سلامتی جسمی یا روحی فرد باشد.

 سعی کنید از  شخص سومی کمک بگیرید. صحبت کردن با کسی که ربطی به آن راز ندارد ( مثل یک مشاور) می تواند در سامان دادن وضعیت حال حاضر کمک بزرگی کند. اگر کسی با مخفی نگاه داشتن راز آسیب نمی بیند، پس لزومی ندارد راز را فاش کنید.

 

 همیشه نکات مثبت و منفی فاش کردن یک راز را در نظر بگیرید. اگر نکات مثبت  بر نکات منفی آن برتری داشت پس آن را فاش کنید اما حتماً دلایل تصمیم خودتان را به دوستتان توضیح دهید.

در اوقات تنهایی و نیز حین گفتگو با دیگران، مدت کوتاهی را سکوت کنید و در این هنگام به خود بگویید که قادر به حفظ موضوع موردنظر هستید. این تمرین را حداقل پنج بار در روز انجام دهید. باید توجه داشت که اثر تلقین تدریجی است و با تمرین مداوم موثر واقع می شود.

 هرجا زبانی برای گفتن رازی است پس  حتما گوشی هم باید برای شنیدن آن راز باشد .اگر کسی با اشتیاق برای گفتن راز دیگران به سراغ شما می آید و با بی میلی شما برای شنیدن آن راز رو به رو می شود، در نوبت بعد دیگر به سراغ شما نخواهد آمد. سعی کنید نه زبانی باشید برای گفتن راز دیگران  و نه گوشی برای شنیدن اسرار دیگران. اگر همه این گونه باشند دیگر بازار غیبت و شایعه پراکنی و افشای راز کساد خواهد شد.

راز یکی از انواع حق الناس محسوب می شود، همانطور که از فاش شدن اسرار زندگی خصوصی خودمان نگران هستیم از گفتن راز مردم هم باید بترسیم و خیالمان جمع باشد که هیچ گاه راز کسی را برملا نمیکنیم.

 

اسلام بر حفظ اسرار تاکید دارد، زیرا این امر، تمرینی است برای حفظ آبروی خویش و پاسداری از رازهایی که دیگران نزد شخص به امانت گذاشته اند.  آنکه راز دار خویش نیست نمی‌تواند اسرار دیگران را حفظ کند. از سوی دیگر، شخصی که در حفظ اسرار، ناتوان یا نسبت به آن بی اعتناست، نباید توقع داشته باشد که مردم راز او را پوشیده نگاه دارند.

 حفظ اسرار را باید از خدا آموخت. خداوند بیشتر از هر کس، از اعمال و عیوب و گناهان بندگانش با خبر است اما بردباری و پرده پوشی و رازداری او بیش از همه است. تصور کنید اگر خداوند، کارهای پشت پرده و پنهانی بندگانش را افشا میکرد آیا کسی به کسی اعتماد می‌کرد؟

نویسنده: مهدیس حسینی کارشناس روانشناس بالینی

بیشتر بخوانید: تاثیرات اولین گناه بر زندگی انسان

انتهای مطلب/

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها