حساب کاربری

خاطره‌بازی

عشق به امام رضا(علیه‌السلام) مرا خادم کرد

تعداد بازدید : 27
تاریخ و ساعت انتشار : یک شنبه 28 بهمن 1403 21:56
مصاحبه: زینب صالح

محمدحسین صالحی‌تبار، مردی از جنس ایثار و دلاوری است؛ کسی که برای دفاع از وطن به جبهه رفت و برای آرمان‌هایش جنگید. اما این فقط بخشی از زندگی اوست. امروز او خادم امام رضا(ع) است و با عشق و علاقه‌ای وصف‌نشدنی هر هفته خود را به حرم مطهر می‌رساند.

از انقلاب تا جبهه‌ها

آقای صالحی‌تبار متولد سال 1337 در نیشابور است. او در خانواده‌ای مذهبی و انقلابی بزرگ شد. وقتی پای انقلاب به میان آمد، مثل یک سرباز واقعی به امام خمینی لبیک گفت؛ در تظاهرات شرکت کرد، اعلامیه پخش کرد و شعار نوشت. اما وقتی دشمن به کشور حمله کرد، فهمید وظیفه‌اش این است که به جبهه برود. خودش می‌گوید:
«در 20 سالگی ازدواج کردم و یک سال بعد ازحمله دشمن، دیگر نتوانستم بی‌تفاوت بمانم. به جبهه رفتم و فرمانده گردان شدم. در طول 60 ماه، در لشکرهای مختلفی از جمله لشکر امام رضا (ع) و لشکر ویژه شهدا خدمت کردم.»

نوجوانانی که قهرمان شدند

آقای صالحی‌تبار با بغض از نوجوانان رزمنده صحبت می‌کند. او می‌گوید: «بچه‌هایی بودند که هنوز سبیل درنیاورده و لباس‌های رزم برایشان بزرگ بود. یکی از این نوجوانان، محمد عبیری، فقط 16 سال داشت اما ایمانش به خدا و اسلام طوری بود که آدم از او درس می‌گرفت. شب عملیات بدر، در هورالعظیم، وقتی محمد آخرین گلوله‌اش را شلیک کرد و تیرش تمام شد، با قنداق اسلحه به دل دشمن زد و با شجاعتی وصف‌ناشدنی به شهادت رسید. عشق به وطن و ایمان همین بچه‌ها بود که به ما هم نیرو می‌داد.»

لحظه‌های سخت و شیرین جنگ

صالحی‌تبار از سختی‌های جبهه هم می‌گوید: «در عملیات رمضان 120 روز به خانه نیامدم.  وقتی برگشتم، پسرم من را نشناخت. خودش را در آغوش مادرش انداخت و گفت: نه، این بابای من نیست!»
او ادامه می‌دهد: «در عملیات‌های مختلف مثل بدر، بیت‌المقدس و حاج عمران زخمی شدم و به افتخار جانبازی رسیدم. بعد از جنگ، به‌عنوان فرمانده تیپ امام رضا (ع) تا زمان بازنشستگی خدمت کردم.»

خادمی؛ عشقی پایان‌ناپذیر

بعد از بازنشستگی، عشق به امام رضا (ع) او را به حرم کشاند. او حالا 12 سال است که خادم افتخاری حرم است. با شوق می‌گوید: «هر هفته از نیشابور به مشهد می‌آیم. اگر یک هفته نتوانم بیایم، انگار چیزی کم دارم. در این سال‌ها معجزات زیادی دیده‌ام و همیشه دعاگوی مردم هستم. امام رضا (ع) هیچ‌کس را دست خالی برنمی‌گرداند.»

حرف آخر

«جبهه برای من مثل خانه دوم بود. خوشحالم که برای دفاع از کشورم جنگیدم. خوشحالم که نوجوانانی را دیدم که با عشق و علاقه می‌جنگیدند تا حتی یک وجب از خاک ایران تصرف نشود. امیدوارم نوجوانان امروز هم مثل همان نوجوانان، با عشق و ایمان برای کشورشان تلاش کنند.»

 

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها