حساب کاربری

شعر؛

ملاقات با خدا

تعداد بازدید : 484
تاریخ و ساعت انتشار : شنبه 17 اردیبهشت 1401 10:27
سرویس فرهنگی: شاعر معاصر و آئینی دیار دارالعباده با توصیف لحظه‌های ملکوتی اذان، یک غزل مثنوی را به همه عاشقان خداوند تقدیم کرد.

به گزارش نشریه الکترونیکی شاهد جوان و نوجوان: سید فضل الله طباطبایی ندوشن«امید» برای لحظه های ملکوتی اذان، غزل مثنوی را با توصیف این لحظه‌ها سروده است.

 اذان 

به تن خسته دلان ، رَوح و روان می آید
از سرِ مأذنه گلبانگ اذان می آید

به ملاقات خداوند اگر می آیید
چاوشِ«ربّ بشر» نغمه زنان می آید

ای گرفتار به خود ! دیده ی دل را بگشا
تا ببینی که تو را خطّ امان می آید

تا سبک تر بشتابی به سوی «خیرالعمل»
«عجّلوا » «عجّلوا » از «کون و مکان» می آید

نیست دکّان خداوند، اذان گفتن ها
از اذان است که شیطان به فغان می آید

سودمان را برهانیم اگر وقت اذان
قسمتِ ما به خدا ! بهتر از آن می آید

کمتر از سنگ نباشد دلِ ما ! می گویند :
سنگ هم با دل و جانش به زبان می آید

سنگ«لاحول ولا قوّه الّا بالله»
به زبان دارد و ما را به گمان می آید

ساکت و سرد و حزین است و دلش تاریک است
با خداوند جهان رابطه اش باریک است

به خدایی که خداوند جهان می باشد
در «ید قدرت» او رشته ی جان می باشد

سنگ هم رسم مناجات و دعایی دارد
شیوه ی از دل خود عقده گشایی دارد

تا خداوند جهان کارگشا می باشد
سنگ هم چشم امیدش به خدا می باشد

گردآورنده: محدثه گودرزی

سردبیر: حسین عبداللهی

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها