پاییز را دیشب صدا کردم
از پنجره آمد اتاق من
بر دفترم پاشید با لبخند
زرد و کمی هم قرمز روشن
با مهربانی یک سبد میوه
سیب و انار و پرتغال آورد
یک شعر لیمویی برایم خواند
روح مرا پاییز باران کرد
باد آمد هی پرده را پس زد
رفت از اتاقم نم نمک پاییز
دیشب مرا بوسید و من ماندم
با یک جهان احساس شور انگیز
مرضیه تاجری