در بیست و ششمین روز از آذرماه سال 1317 زمانی که هوا سوز سختی داشت و درختان در خواب فرو رفته بودند در خانوادهای مؤمن در بندرانزلی به دنیا آمد.
از آنجایی که هوش بالایی داشت به صورت مستمع آزاد با خواهرش به مدرسه رفت. آنقدر به درس خواندن علاقه داشت و با دقت به حرفهای معلم گوش میداد شاگرد اول کلاس شد. مدیر و معلم مدرسه که متوجه شدند شاگرد 5 ساله از پس درسها به خوبی برمیآید او را به طور رسمی به عنوان دانشآموز مدرسه پذیرفتند.
بعد از مهاجرت خانواده به تهران، در سال 1334 به مدرسۀ نظام رفت و سال 1337 باز هم شاگرد نمونۀ مدرسۀ نظام شد. دیپلم ریاضی گرفت و به دانشکدۀ افسری راه یافت.
وقتی دورۀ دانشکدۀ افسری را به پایان رساند به درجۀ ستوان دومی رسید. آنقدر با استعداد بود که زبانهای فرانسه و انگلیسی را به سرعت یاد گرفت. تا آنجا در فراگیری پیش رفت و پیش رفت که جزء هیئت علمی دانشکده گردید.
در سال 1349 ازدواج کرد. خداوند مهربان به او و همسرش 2 پسر و یک دختر بخشید.
ایشان آنقدر از شاه بدجنس متنفر بود و مردم مظلوم را دوست داشت که روزی تصمیم گرفت با دوستش، شاه را ترور کند تا ملتی را از دست ظلم و ستم نجات دهد. با آنکه هر دوی آنها کمر همت به این کار بسته بودند اما در تصمیمشان موفق نگردیدند.
او در پیروزی انقلاب اسلامی نقش زیادی در حفظ و انسجام ارتش داشت. همچنین بنیانگذار و اولین فرمانده دانشکده افسری بعد از پیروزی انقلاب شد.
در هفتمین روز از مهرماه سال 1360 در حالی که با چندتن از فرماندهان ارشد از جمله ولیالله فلاحی، جواد فکوری، یوسف کلاهدوز و محمد جهانآرا همراه بود، هنگام بازگشت از مأموریت بررسی وضعیت جبههها پس از عملیات موفقیتآمیز ثامنالائمه در حادثۀ سقوط هواپیمای سی-130 به شهادت رسید.