گوش دادن یک مهارت است. آن را خوب بلدی؟
به گزارش گروه شاهد نوجوان، راستش را بخواهید قبل از هر چیز باید گفت که خوب گوش دادن بیشتر از هر چیز به منش و شخصیت آدمها بستگی دارد. خیلی از ما بدون اینکه کوچکترین چیزی در مورد مهارتهای ارتباط موثر خوانده باشیم، در بین دوستانمان به عنوان سنگصبور مشهوریم. سنگصبور بودن بیشتر از هر چیز به خاطر این حفظ شده است که ما به خوبی به حرفهای طرفمان گوش دادهایم و با ذات انسانیمان توانستهایم آنها را منتقل کنیم. نوشتن این راهها بیشتر از همه منظم کردن این تواناییهای ذاتی آن آدمهاست و کمتر از همه به درد آدم هایی میخورد که شخصیت شنوندهای ندارند و مدام میخواهند آدمهای دیگر حرفهایشان را بشوند.
وقتی که اصلا حسش را ندارید گوش ندهید
خب بنده خدا چرا تعارف میکنی؟ وقتی ذهن خودت بی نهایت درگیر یک مسئله شخصی است چرا وقتی دوستت زنگ میزند و می خواهد درددلهای بدون فوریتش را بگوید قبول میکنی؟ تاکید میکنم اگر فوریتی برای شنیدن این حرف ها وجود ندارد خیلی ساده است که گوش دادن خوب به آنها را به چند ساعت بعد یا یک روز بعد منتقل کنید.
به زبان بدن طرفتان توجه کنید
همه چیز را که آدمها توی کلامشان نمیگویند. شما وقتی میبینید یک نفر دستش را مشت کرده و دارد با ناخنهایش پدر پوست دستش را در میآورد دیگر نیازی نیست که بشنوید "من خشمگینم." تابلو است آدمی که مدام پاهایش را تکان میدهد، تپق میزند و کف دستش عرق کرده اضطراب دارد و چفت کردن دهان شاید نشان طفره رفتن از زدن بقیه حرفها باشد. خانمها معمولا بهتر این علامتها را میگیرند. به هر حال برای گوش دادن بهتر، باید به این علامتها توجه کنید و این مستلزم این است که شما موقع شنیدن به طرف مقابل نگاه هم کنید لطفا!
در مورد گفتههای طرف مقابلتان حرف بزنید نه خودتان!
حتما شما هم تجربه داشتهاید که تا کسی حرفی میزند تجربههای مشابه با او یا فرقهای خودتان با او به ذهنتان میآید. این تا حدی طبیعی است. بالاخره آدم است و خودخواهیهایش! اما مهم این است که آن فکر ها را به زبان نیاوریم. وقنی که هدف گوش دادن به طرف است باید کاری کنیم که او به حرفهایش ادامه دهد نه این که با گفتن تجربههای مشابهمان جریان حرفهایش را قطع کنیم.

با کلامتان به طرف بفهمانید دارید توجه میکنید
هر از چند جمله یک جوری به طرفتان بفهمانید که دارید به حرفهایش گوش میدهید. مثلا میتوانید نظر خودتان را در مورد تاثیری که این گفتهها میتواند بر احساس طرف داشته باشد بگویید. مثلا " این اتفاقهایی که میگویی باید غمگینت کرده باشد." یا این که " خیلی سخته نه؟" یا این که چند تا موضوع که گفته شد خلاصهای از حرف های طرف را به خودش برگردانید. مثلا بگویید :" خب! این جور که من فهمیدم تو این مشکلا رو داری." سوال کردن برای این که طرف حرفهایش را دقیقتر یا با تفصیل بیشتری بگوید هم حکایت از گوش دادن ما دارد. غیر از این ها کلیشه های " خب! خب!" و "بعد چی شد؟" هم هستند که خودتان میدانید که تکرار بیش از حدشان چه قدر لوث و دردآور است. یادتان باشد گفتن یک "خب... " همراه با یک خنده کوچولو در موقع شنیدن یک مطلب با مزه به هزار " بعد چی شد؟" بدون احساس می ارزد.
با بدنتان به طرف بفهمانید دارید به حرف هایش گوش میدهید
این یکی را دیگر همه بلدند. سری که هر از چند گاه به طرف پایین حرکت میکند ، بدنی که به جلو مایل شده است و به خاطر این که نزدیکتر شدن گوش به گوینده استعاره از بیشتر گوش دادن است و چشمی که فعالانه به صورت گوینده خیره شده است همه نشانههای بدنی توجه است.
با گفت و گوهای درونی، ذهنتان را مدیریت کنید
خودتان بهتر میدانید که وسط حرفهای دیگران ما با خودمان حرف میزنیم. مونولوگهای درونی مثل اینکه " منظورش چیست؟" ، " الان میخواهد چه حرفهایی بزند؟" میتوانید با این مونولوگ ها فرایند حرفهای طرف مقابلتان را بهتر تحلیل کنید. فقط یادتان باشد که سرعت زیادتر تفکر نسبت به تکلم است که چنین اجازه ای به شما میدهد. یکدفعه اینقدر غرق حرفهای ذهن خودتان نشوید که از ادامه حرفهای طرف مقابلتان عقب بمانید!
نویسنده: سعید جویانی
بیشتر بخوانید: مهارت های زندگی جوانان
بیشتر بخوانید: در جستجوی"من" گمشده
بیشتر بخوانید: مدیریت خشم
بیشتر بخوانید: مهارت های زندگی جوانان (داشتن یک هدف درست و درمان در جوانی، میتواند مسیر کل زندگی را معلوم کند)
بیشتر بخوانید: جهانی تازه خلق کن
بیشتر بخوانید: من مانده ام تنهای تنها
بیشتر بخوانید: خودت را بگذار جایش!
بیشتر بخوانید: مهارت تفکر انتقادی یعنی منظم فکر کردن و درست تحلیل کردن. آیا آن را در خودتان پرورش داده اید؟
انتهای مطلب/