معرفی سرزمین؛
با اینکه فصل تابستان است اما هوای خنک و مطبوع توی نفسهایت جاری است؛ آبشار در آبشار و رود در رود، با هم آواز میخوانند؛ سبز و زرد و آبی و بنفش و قرمز؛ اینجا هزار رنگ است؛ چه اسمهای زیبایی: رودخانه زاب، منطقه آلان، آبشار زرگه، غارآهکی، روستای درمان آباد، جنگلهای روستای زمزیران.....
توی این شهر حتماً در حمام تاریخی، پل قلعه تاسیان و بازارش هم قدم بزن. از دیدن این همه زیبایی سیر نمیشوی. هُرم آش دوغ خوشمزه در خنکای آبشارها وصف ناشدنی است؛ طعم بهشتی کَلانه را حتماً باید بچشی؛ نان و روغن حیوانی و سبزیهای محلی چه غذای مطبوعی ساخته است.
رودخانه زاب
سردشت که همان زردشت است دشتی رویایی و شهری بی بدیل که زیبایاش را نهایت نیست. این دشتهای زیبای بهشتی در روزگاران نه چندان دور، آدمهای بهشتی بسیار در خود دیده است؛ باورت میشود از این بهشت زیبا بیش از ۹۰۰ شهید، آسمانی شدهاند؟ این درختهای سربه فلک کشیده ۷۲ بار طعم بمباران را در هشت سال دفاع مقدس چشیدهاند اما سر خم نکردند و چه تلخ بود وقتی که در سال ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی دشمن، اشک و اندوه را از چشمهسارهای این شهر استوار جاری کرد.
خواهرخوانده این شهر مقاوم، هیروشیماست که مثل سردشت، طعم تلخ بمباران شیمیایی را چشیده است.
اما یکی از این بهشتیان، «شهید محمود کاوه» بود که در سال ۱۳۴۰ به دنیا آمد؛ شهید کاوه شجاعت را خجالت زده کرده بود و رشادت، در برابرش کلاه از سر بر میداشت؛ آزاد سازی پیرانشهر به سردشت، فتح ارتفاعات مهم مرزی منطقه «آلواتان»، آزادسازی زندان «دوله تو»، بخشی از نبردهای شهید محمود کاوه بود؛ شهید محمود کاوه در عملیات والفجر ۲ با هدایت قوی رزمندگان، توانست ارتفاعات ۲۵۱۹ را با موفقیت تصرف کند.
فرزند کردستان «شهید محمود کاوه» در عملیات کربلای ۲ در سال ۱۳۶۵ و بر بلندای قله ۲۵۱۹ به شهادت رسید.
اینجا سردشت است؛ سرزمین آلالههای همیشه زنده
اینجا سردشت است؛ سرزمین شهدایی که چون رودهایش همیشه در ذهن و جان ما جاری هستند.
اینجا سردشت است؛ سرزمین گلهایی که هرگز پژمرده نخواهند شد.
اینجا سردشت است؛ سرزمین دشتهایی که هرآنچه خوبی و زیبایی است در خود جای داده است.
سرزمین من افتخار من است.
نویسنده: ماندانا واحدی